این روزها دارم برنامه ریزی میکنم برای روزهای فوق العاده ی با علی !
این روزها تازه میفهمم چقدر بیشتر ازین حرفا دوستش داشتم و نمی دونستم...
تخمین این حجم از دلتنگی و علاقه با توجه به ظرف کوچک قلبم غیر قابل باور میاد ولی این هم از سر بی کرانگی وجود خود علی است که در دلم جا شده بی شک بسیار بیشتر دوست داشتنی است جانان من ولی گنجایش ظرف عاشقی چون من همین قدر است و بس و همین قدر هم چقدر ناباورانه به نظر می رسید....دلم برای یک روز تنهای تنها با علی تنگ شده
دلم برای دستای گرم
مربعیش تنگ شده
دلم برای خاطره تعریف کردن و خندیدنش تنگ شده
دلم برای کوچه گز کردنای نصفه شبی دور خوابگاه باهاش ی ذره شده
دلم برای یه کنار هم بودن ساااااااااااده تنگ شده
همین که باشی اروووووووووم دلم قرصه به بودنت
همین که باشی برای من بس
کاش بنویسند امروز تمام نشود......
ما را در سایت کاش بنویسند امروز تمام نشود... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 57 تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 18:38