انگشت فرسایی در دقایق نود

خرید بک لینک
این لحظه ای که دارم زور میزنم با کلمات قشنگ مخ شما رو بخورم و انگشت فرسایی کنم...در آستانه ی بزرگترین تغییر زندگیم هستم...البته شاید بشه گفت شکار... شایدم تورینگ...

علی خدا بگم چیکارت کنه ؟
ماه رمضون اونم وقت امتحانای پایان ترم یادت افتاد زن بگیری؟؟؟؟؟

هفتم و دهم تیر دو تا امتحان دارم دو تا درس چهار واحدی ولی به قول دوستان اندر کوچه های پرپیچ و خم عاشقی هم نوا با مرغکان عاشق نغمه سرایی میکنم

الان دیقه نوده...دقیقا خود دیقه ی نوووووووووووووووووود...نخونم بدبختم

میخونم میخونم میخونم من میتونم بخونم

و نمیشود که نمیشود...

ساجده عاشق می شود...

و تمام

پ.ن: علی آقا تلافی همه ی این لحظات رو سرتون در میارم

کاش بنویسند امروز تمام نشود......

ما را در سایت کاش بنویسند امروز تمام نشود... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 44 تاريخ: چهارشنبه 7 تير 1396 ساعت: 15:21

صفحه بندی